پای برهنه برای ارباب
25 شهریور 1394 توسط حدیثه خداشناس
(پای برهنه برای ارباب )
از ساختمان عملیات اومدیم بیرون ...
راننده منتظر ما بود ....
اما عباس بهش گفت : ( ما پیاده میایم شما بقیه بچه ها رو برسون ) ...
دنبالش راه افتادم ...جلوتر که رفتیم ....
صدای… بیشتر »